۱۱ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۰۱
تنها تو میتوانی
دست
بردم بر کلاف زندگیم آمدم باز کنم این همه گره کور را.
اما هرچه کردم باز کورتر از قبل شد. ای کاش از اول به جای من می توانم گفته بودم تو می توانی.
نمی دانستم که از ابتدا عصایم را موریانه خورده بود. من پشیمانم. می خواهم بر تو تکیه کنم. می توانم؟!
اما هرچه کردم باز کورتر از قبل شد. ای کاش از اول به جای من می توانم گفته بودم تو می توانی.
نمی دانستم که از ابتدا عصایم را موریانه خورده بود. من پشیمانم. می خواهم بر تو تکیه کنم. می توانم؟!
این یک نظر آزمایشی است.