جــــامانده

جامانده ام از قافله "درد" سنگینی است...

جــــامانده

جامانده ام از قافله "درد" سنگینی است...

آخرین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حرف دل» ثبت شده است

۱۱ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۰۱

تنها تو میتوانی

دست بردم بر کلاف زندگیم آمدم باز کنم این همه گره کور را.
 اما هرچه کردم باز کورتر از قبل شد. ای کاش از اول به جای من می توانم گفته بودم تو می توانی.
نمی دانستم که از ابتدا عصایم را موریانه خورده بود. من پشیمانم. می خواهم بر تو تکیه کنم. می توانم؟!
۱۱ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۰۱

نگاهم؛نگاهت

گاهی به نگاهی دلم می رود از یادت و گاهی به نگاهت سرم را به زیر می اندازم از شرم قباحتم.
نگاهت را تلنگری می گیرم به خود. ای کاش هیچ گاه چشم از من بر نداری وگرنه رسوا خواهم شد.

مهدی زهرا